محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 73

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

وى در بيروت و بروسا و قسطنطنيه منصب قضاوت داشته و در اواخر به منصب شيخ الاسلامى مفتخر شده و در نزد سلطان با يزيد و چلبى سلطان محمدخان « 1 » و ديگر از سلاطين وقت محترم و معزّز بوده و در امور دولتى محل استشاره قرار داشته است . او در امور شرعى نيز اهتمام وافر داشته و چنان كه مشهور است در يك قضيه ، شهادت سلطان وقت را رد كرده است ، و نيز نخستين كسى است كه به مرتبهء شيخ الاسلامى در دولت عثمانى نايل شده است . صاين الدين على بن محمد تركهء اصفهانى متوفاى 836 هجرى كه خود از حكما و عرفا است و با حمزهء فنارى هم عصر بوده در كتاب نفثة المصدور خود بر فقهاى يزد - كه به قضاوت آنجا منصوب بوده - تاخته و گفته : اگر نبشتن اين كلمات عيب بودى در دين ، همانا پيشوايان اسلام كه ممالك روى زمين معتقد مسلمانى و ديندارى ايشان‌اند نه نبشتندى ، مانند : خواجه محمد پارسا و خواجه عبد الله انصارى و خواجه محمد على حكيم ترمذى و شيخ سعد الدين حموى و غيرهم - قدس الله سرّهم - چه جاى نبشتن كه در مملكت روم كه قوت اسلام بغايتى است كه دايم به بلاد شام و مصر مىفرستند و عيب ايشان مىكنند كه احكام شرع در بلاد ما قوت بيشتر دارد كه تمغا نيست اينجا و نمىستانند ، همه اين علم به درس مىگويند . و مولانا شمس الدين فنارى كه قاضى قضاة همهء روم او است اين زمان بيست سال باشد كه اين كتابها كه طعن مىكنند در محكمه به درس مىگويد و در اين شهر گواهان هستند بر اين سخن ، و در اين نزديكى او به حجاز مىرفت به اعزاز تمام او را از شام به مصر طلبيد پادشاه مصر ، و بر همهء دانشمندان آنجا مقدم

--> ( 1 ) - با يزيد ملقب به ايلدرم بايزيد كه از سال 791 تا 805 هجرى پادشاهى داشته ، و چلبى سلطان محمدخان از سال 816 تا 824 هجرى سلطنت داشته است .